فال حافظ امروز سهشنبه، (16 دی 1404) برای متولدین هر ماه

در این صفحه از وب سایت بهارفال میتوانی بر اساس ماه تولدت فال حافظ روزانه امروز (سهشنبه، (16 دی 1404)) مخصوص خودت را ببینی؛ تفسیری از شعرهای جاودانهی حافظ که با الهام از طالع و احساسات همان روز، پیامی ویژه برای تو دارند.
فرقی نمیکند متولد فروردین باشی یا دی، حافظ برای هر دلی پیامی دارد. پس فال امروزت را بخوان تا بدانی ستارهها و اشعار حافظ برایت چه گفتهاند…
همچنین اگر دلت هوای گرفتن فال حافظ با نیت خاصی کرده به بخش فال حافظ مراجعه کن.
| ماه تولد خود را انتخاب کنید | |
|---|---|
| فروردین | اردیبهشت |
| خرداد | تیر |
| مرداد | شهریور |
| مهر | آبان |
| آذر | دی |
| بهمن | اسفند |
فروردین
بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
که به بالای چمان از بن و بیخم برکند
حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا
که به رقص آوردم آتش رویت چو سپند
تمام هستی و زندگی خود را در گرو عشقی بزرگ نهادهای و همه دارایی و احساساتت را بیدریغ وقف معشوق خود کردهای. با این وجود، باید بدانی که مهمترین و اساسیترین عامل برای کامیابی و موفقیت در مسیر عشق، صبر و شکیبایی است. تحمل سختیها و گذر از دشواریهای این راه، لازمهی واقعی رسیدن به مقصود است. همانگونه که خودت نیز آگاه هستی، وفاداری و پایبندی به این عشق، بهترین راهی است که تو را به سوی خوشبختی و سعادت واقعی رهنمون میسازد و افقهای روشنتری را پیش رویت میگشاید. پس در این مسیر پرچالش، با استقامت و بردباری گام بردار و مطمئن باش که ثمره این عشق خالصانه، آرامش و رضایتی است که در هیچ تجربه دیگری نخواهی یافت.
غزل شماره 181
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اردیبهشت
هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه می بنوش
لطف الهی بکند کار خویش
مژده رحمت برساند سروش
تو خود را غرق در احساس گناه میبینی و خود را در شمار گناهکاران قرار میدهی، اما باید بدانی رحمت و لطف خداوند بسیار وسیعتر و فراگیرتر از خطاها و لغزشهای ماست. هرگز از بخشش پروردگار مأیوس نشو؛ امیدت را تنها به او پیوند بزن و یاری حقیقی را فقط از او طلب کن. گرچه هیچ چیز در این جهان بدون اراده و خواست الهی رخ نمیدهد، اما نباید نقش تلاش، کوشش و اراده شخصی خود را نادیده بگیری؛ چرا که همت تو همان چراغ راهی است که میتواند تو را به آرزوهایت نزدیک کند. پس آنچه در دل داری با اخلاص از خدا بخواه تا به خواستهات برسی، زیرا او مهربانترین پذیرنده درخواستهاست.
غزل شماره 284
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
خرداد
عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
دست شفاعت هر زمان در نیک نامی میزنم
بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود
دامی به راهی مینهم مرغی به دامی میزنم
مدتهاست که با اندیشه و آرزوی تحقق این نیت، روزگار خود را سپری میکنی و همواره برای رسیدن به هدف والا و ارزشمندت، به هر راه و وسیلهای متوسل میشوی. در این مسیر، لحظاتی پیش میآید که دچار تردید و ناامیدی میشوی و احساس میکنی که شاید کامیابی از تو دور باشد. با این حال، باید بدانی که سرانجام این داستان، فرجامی بسیار شیرین، خوشایند و دلانگیز برای تو به همراه خواهد داشت؛ پایان راه تو با کامیابی و رضایت خاطر همراه است. بنابراین، امید خود را از دست مده و با ارادهای محکمتر و تلاشی پیوستهتر، در مسیر تحقق خواستههایت قدم بردار. آینده روشن در انتظار توست و صبر و کوشش بیوقفهات بیپاسخ نخواهد ماند.
غزل شماره 344
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
تیر
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بیهنری
تردید و وسواس از جمله مهمترین عوامل بازدارنده در مسیر دستیابی به اهداف و آرمانهای بزرگ هستند. این دو عامل، همچون زنجیرهایی نامرئی، انسان را از حرکت بازمیدارند و مانع از آن میشوند که فرد با شجاعت و اطمینان قدم در راه موفقیت بگذارد. بنابراین، باید تردید را از اعماق وجود خود بیرون کرد و به این حقیقت ایمان آورد که در این مسیر پرخطر و دشواری که تصمیم به آغازش گرفتهای، تنها نیرویی که میتواند تو را نجات دهد و به پیروزی برساند، همت والا و اراده راسخ است. همت عالی مانند چراغی فروزان راه تاریک پیش رو را روشن میکند و انسان را به سوی مقصد هدایت مینماید. پس تلاش کن تا با پشتکار فراوان، عزم راسخ خود را حفظ کنی تا مبادا از سفره گسترده نعمتها و الطاف پروردگار بیبهره بمانی؛ چراکه خداوند همیشه برای بندگان کوشا و جویای سعادتش راهگشا خواهد بود.
غزل شماره 452
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مرداد
از من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهای
از دامن تو دست ندارند عاشقان
پیراهن صبوری ایشان دریدهای
او را بیش از هرکس و هر چیز دوست میداری و ترس از دست دادن او همیشه همچون سایهای سنگین بر دلت سنگینی میکند و پیوسته آزارت میدهد. شدت علاقه و وابستگی تو به او چنان عمیق است که بیتابیهایت گاه از کنترل خارج میشود؛ تا جایی که اطرافیان، رفتارهایت را نکوهش کرده و تو را به افراط در احساساتت متهم میکنند. با این حال، این سرزنشها برایت هیچ اهمیتی ندارد، زیرا محبت تو به او فراتر از قضاوت دیگران است. آنچه برایت دردآور است نه حرف مردم، بلکه تنها زمانی است که خود او تو را مورد سرزنش قرار دهد یا ناراحتیاش را ابراز کند.با همه این احوال باید بدانی که مسئول اصلی این وضعیت کسی جز خودت نیست. اگر دلت آزرده شد یا رابطهای تیره گشت، نخستین کسی که باید عملکردش را بازنگری کند تو هستی. همواره به یاد داشته باش که حتی در شدیدترین لحظات عشق و دلبستگی نیز باید مرزها و حدود خود را حفظ کنی؛ زیرا عبور از این حدومرزها ممکن است ارزش و جایگاهت را نزد او کاهش دهد. رعایت اعتدال در مهرورزی باعث خواهد شد همواره عزیز بمانی و رابطهتان بر پایه احترام متقابل ادامه یابد.
غزل شماره 424
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
شهریور
تو را که هر چه مراد است در جهان داری
چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
بخواه جان و دل از بنده و روان بستان
که حکم بر سر آزادگان روان داری
به زودی آرزوی دیرینهات برآورده خواهد شد و به وصال یار دست خواهی یافت، اما باید بدان که مسیر رسیدن به این هدف سرشار از دشواریها و موانع است. برای گذشتن از این راه پر پیچ و خم، لازم است صبر و بردباری به خرج دهی و با اتکا بر عشق و مهری که میان شماست، مشکلات را یکی پس از دیگری پشت سر بگذاری تا بتوانی به راحتی از سختیهای پیش رو عبور کنی. اکنون که در آستانه تحقق آرمان خود ایستادهای و فاصله چندانی با خواستهات نداری، دیگر جای نگرانی برای اندوهها و رنجهای بیپایه دنیا باقی نمیماند؛ پس غم گذشتهها را فراموش کن، دل خود را سبک ساز و بکوش تا از لحظهلحظه زندگی خویش نهایت بهره را ببری.
غزل شماره 445
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مهر
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
وز او به عاشق بیدل خبر دریغ مدار
به شکر آن که شکفتی به کام بخت ای گل
نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار
اکنون که پس از گذراندن دوران پرمشقت و دشوار، به آرامش و رفاه دست یافتهای، فراموش مکن که زندگی گذشته و دوستان صمیمی و دیرینهات هنوز ارزشمند هستند. همواره به یاد داشته باش که حمایت و دستگیری از آنان، نه تنها نشانه وفاداری و اخلاق انسانی است، بلکه میتواند پلی برای گسترش موفقیتهای آیندهات نیز باشد. پرداخت بهای تجربههای گرانبها و ماندگار را دریغ مکن؛ چرا که همین تجربیات ارزشمند، تو را در مسیر پیشرفت، روز به روز بالاتر خواهد برد و تو را به قلههای سعادت، خوشبختی و کامیابی خواهد رساند. پس با نگاه قدرشناسانه به گذشته، همواره یاریگر دوستان و همراهان قدیمی خود باش تا مسیر روشن زندگی برایت هموارتر گردد.
غزل شماره 247
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آبان
ساقیا برخیز و درده جام را
خاک بر سر کن غم ایام را
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را
اکنون زمان آن فرارسیده است که در اعماق وجود خود تحول و انقلابی اساسی ایجاد کنی و خاطرات تلخ و غمهای گذشته را برای همیشه به دست فراموشی بسپاری. دیگر جایز نیست که ذهن خود را بیش از حد درگیر نگرانیها و دغدغههای کم و زیاد زندگی دنیا کنی، چراکه این افکار تنها انرژی و آرامش تو را میگیرند. تلاش کن با ارادهای قوی، بر وسوسهها و تمایلات منفی درونت غلبه یافته و کنترل کامل احساساتت را به دست بگیری.اگرچه ممکن است گاه احساس تنهایی عمیقی داشته باشی یا کسی را نیابی که محرم اسرار دل پر درد تو باشد، اما باید ایمان داشته باشی که با امید بستن به لطف خداوند مهربان، پیشه کردن صبر، شکیبایی و بردباری در برابر مشکلات، سرانجام شادی، آرامش خاطر و کامیابی به سوی تو خواهد آمد. این راه هرچند دشوار است اما با تکیه بر ایمان قلبی میتوان از پس همهی سختیها برآمد؛ همانند مسافری خسته که پس از گذر از شب تاریک بالاخره سپیدهی سحر را میبیند.
غزل شماره 8
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آذر
دلم رمیده شد و غافلم من درویش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم
که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش
مدتی است که در دریای تردید و سرگشتگی غوطهوری و از مسیر کاری و دل خود حیران ماندهای، به طوری که نمیدانی گام بعدی را چگونه و به کدام سو برداری. اکنون در اندیشه آن هستی که در راه عشقی قدم بگذاری که هنوز نسبت به طرف مقابل اطمینان کامل نداری و دلواپسی از آینده و سرانجام این رابطه، مانند ابری تیره بر ذهن و دلت سایه افکنده است. فراموش مکن که عمر انسان محدود و همچون نسیمی گذراست؛ فرصتها همانند سایههای عصر به سرعت از میان میروند و بازنمیگردند. بنابراین به جای آنکه وقت خود را صرف دلمشغولیهای پوچ و خیالات بیاساس کنی، با عزمی راسخ و ارادهای قوی، دست به تلاشی گسترده بزن تا بتوانی به آرزوی خود جامه عمل بپوشانی. زیرا برای رسیدن به این هدف ارزشمند، باید گنجینهای از کوشش، شکیبایی و همت را در وجود خود فراهم آوری و با صبر و پایداری، موانع مسیر را از پیش رو برداری.
غزل شماره 290
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
دی
به کوی میکده هر سالکی که ره دانست
دری دگر زدن اندیشه تبه دانست
زمانه افسر رندی نداد جز به کسی
که سرفرازی عالم در این کله دانست
پریدن از این شاخه به آن شاخه و هر روز در خانهای را کوبیدن، نه تنها سودی برای تو ندارد، بلکه موجب هدر رفتن انرژی و وقتت نیز خواهد شد. بهتر است با ذهنی باز، دقت فراوان و بهرهگیری از مشورت افراد باتجربه، مسیری درست و سنجیده را برای خود انتخاب کنی؛ سپس با پایداری قدم در آن راه بگذاری تا سرانجام به موفقیت مطلوب برسی. همواره به یاد داشته باش که شکایت کردن از شانس و اقبال، راهگشا نیست، چرا که نقش اصلی را در موفقیتهایت همت و تلاش تو ایفا میکند نه صرفاً بخت. با ارادهای قوی و تلاشی پیگیر میتوانی حتی سرنوشت را نیز تغییر دهی؛ پس هیچگاه زبان به اظهار ناتوانی یا عجز مگشا و باور داشته باش که پشتکار تو کلید گشایش همه دشواریهاست.
غزل شماره 47
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
بهمن
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
یک فرصت استثنایی به سوی تو آمده بود، فرصتی که شاید کمتر کسی در زندگی خود تجربه کند؛ اما متاسفانه تو از کنار آن به سادگی گذشتی و پیش از آنکه بتوانی بهرهای از آن ببری، این امکان ارزشمند را از دست دادی. باید بدانی که فرصتهای زندگی همچون نسیمی زودگذر و بیثبات هستند و هرگز منتظر کسی نمیمانند. پس اگر لحظهای غفلت کنی، ممکن است دیگر هرگز بازنگردند. اکنون دیگر افسوس خوردن و ناله کردن سودی ندارد و تنها زمان را بیشتر تلف میکند. بهتر است چشم به راه باشی و با دقت بیشتری وقوع فرصت دیگری را رصد کنی؛ این بار با تمام وجودت آماده باش تا اگر بخت دوباره در خانهات را زد، بیدرنگ آن را دریابی و بیشترین استفاده را ببری. چرا که شاید این بار آخرین فرصتی باشد که سرنوشت نصیب تو میکند و نباید اجازه دهی دوباره از دست برود.
غزل شماره 85
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اسفند
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
صلاح و خیر واقعی انسان را هیچ کس بهتر و دقیقتر از خالق او نمیشناسد. چه بسا انسان همواره در پی برآوردن آرزوها و خواستههای خود باشد، اما آنچه خداوند حکیم برای او مقدر کرده، بسیار فراتر و نیکوتر از خواستههایی است که خود در ذهن میپروراند. پس همیشه به دنبال آنچه دل میخواهد نباش، چرا که گاهی تقدیر الهی حاوی خیر بزرگی است که تو از آن بیخبری. پذیرای نصیحت باش و هر سخنی را که سود و منفعتی برای تو دارد، بدون توجه به اینکه گوینده کیست یا چه جایگاهی دارد، با جان و دل بپذیر؛ چراکه گاهی سودمندترین حرفها از زبان افرادی بیان میشود که انتظارش را نداری.اگر تصمیم داری به شهری دیگر سفر کنی یا قصد عزیمت به مکانی داری که صلاح تو در آن نیست، عاقلانهتر این است که از این نیت صرف نظر کنی. تجربه نشان داده است دوراندیشی و توجه به حکمت الهی مانع بسیاری از مشکلات آینده خواهد شد. پس با توکل بر خدا بهترین راه را انتخاب کن تا رضایت پروردگار نیز همراهت باشد.
غزل شماره 419
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
منبع: سلام دنیا









