فال حافظ امروز یکشنبه، (21 دی 1404) برای متولدین هر ماه

در این صفحه از وب سایت بهارفال میتوانی بر اساس ماه تولدت فال حافظ روزانه امروز (یکشنبه، (21 دی 1404)) مخصوص خودت را ببینی؛ تفسیری از شعرهای جاودانهی حافظ که با الهام از طالع و احساسات همان روز، پیامی ویژه برای تو دارند.
فرقی نمیکند متولد فروردین باشی یا دی، حافظ برای هر دلی پیامی دارد. پس فال امروزت را بخوان تا بدانی ستارهها و اشعار حافظ برایت چه گفتهاند…
همچنین اگر دلت هوای گرفتن فال حافظ با نیت خاصی کرده به بخش فال حافظ مراجعه کن.
| ماه تولد خود را انتخاب کنید | |
|---|---|
| فروردین | اردیبهشت |
| خرداد | تیر |
| مرداد | شهریور |
| مهر | آبان |
| آذر | دی |
| بهمن | اسفند |
فروردین
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
تمام تلاش خود را به کار بستهای و با یاری و عنایت الهی، برای خود زندگی آرام و پر از آسایشی بنا کردهای. اکنون وقت آن است که با قلبی شاد و لبخندی بر لب، روزهای زندگیات را سپری کنی و با تمام وجود از نعمتهایی که خداوند نصیبت کرده، بهره ببری و شکرگزار باشی. دوستان نزدیک و صمیمی را از خود دور نکن، چرا که هر انسانی، هر چقدر هم که بزرگ و کامل باشد، به همراهی و صداقت دوستان واقعی نیازمند است تا در لحظات سخت و شیرین زندگی، پشتیبان و همدمش باشند. هرگز اجازه نده که مشکلات، بدیها و هیاهوی دنیا تو را دلسرد یا غمگین سازد، چرا که با وجود همه فراز و نشیبها، زندگی زیباست و ارزش آن را دارد که با امید، مهر و رضایت زیسته شود.
غزل شماره 411
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اردیبهشت
ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
خورشید سایه پرور طرف کلاه تو
نرگس کرشمه میبرد از حد برون خرام
ای من فدای شیوه چشم سیاه تو
روزهای خود را در حالی سپری میکنی که غم و اندوه، همچون سایهای سنگین بر وجودت سایه افکنده و شبها نیز با بیقراری و بیخوابی دست و پنجه نرم میکنی. رنج و عذابی که بر خود تحمیل میکنی، تو را هر روز بیش از پیش از زندگی مأیوس و سرخورده کرده است؛ گویی امید در وجودت رو به خاموشی نهاده و دیگر نوری برای ادامه راه باقی نمانده است. اما فراموش نکن که هرگز نباید شعله امید را در دل خود خاموش سازی، چرا که انسان ناامید جز شکست و ناکامی بهرهای نخواهد برد. همیشه به یاد داشته باش که پس از هر سختی و تنگنا، آسایش و آرامشی نهفته است؛ همان گونه که پس از شب تاریک، سپیده صبح فرا میرسد. پس امیدوار باش و ایمان داشته باش که این دوران غم و اندوه نیز سپری خواهد شد و روزی فرا خواهد رسید که آرامش و شادی بار دیگر به زندگیات بازمیگردد.
غزل شماره 409
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
خرداد
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش
عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد
در پی یک رویا یا خیال خام، تصمیم به ترک وطن خود گرفتهای. شایسته است با نگاهی عاقلانهتر و آیندهنگرانهتر به این موضوع بیاندیشی و پیامدهای احتمالی چنین تصمیم بزرگی را به دقت بررسی کنی. فراموش نکن که اقدامی که در سر داری، ممکن است عواقب ناخوشایندی برایت به همراه داشته باشد و پایان آن چیزی جز حسرت، پشیمانی و اندوه نباشد. اگر کمی بیشتر تأمل کنی و دوراندیشی را سرلوحه انتخابهایت قرار دهی، میتوانی بهترین مسیر را برای آینده خود انتخاب نمایی؛ مسیری که نه تنها تو را از رقیبانت پیش خواهد انداخت، بلکه دشمنانت نیز توان رقابت با تو را نخواهند داشت. پس با بهرهگیری از عقلانیت و سنجیدن جوانب مختلف موضوع، آیندهای روشنتر برای خود رقم بزن و از تصمیمات عجولانه پرهیز کن.
غزل شماره 128
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
تیر
به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم
کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم
مدتهاست که در بند غم و اندوه اسیر شدهای و سرنوشت خود را بدون هیچ اعتراضی به دست تقدیر سپردهای. گویی دل به دست امواج سپردهای و خود را بیاراده به جریان زندگی واگذار کردهای. در این میان، تنها دلخوشی و امیدت در زندگی، همان کسی است که به او علاقهای عمیق داری و وجودش روشنیبخش روزهای تاریکت شده است. با تمام وجود، در انتظار تغییر مثبتی در سرنوشت و شرایط خود هستی و این امید را همچون شعلهای کمسو در دل حفظ کردهای. اما نباید اجازه دهی ناامیدی بر تو غلبه کند؛ امید را از دل بیرون مکن و به توصیهها و راهنماییهای بزرگان و افراد با تجربه توجه کن. از دانش و تجربه گرانبهای آنان بهره بگیر، چرا که هر تجربه و نصیحتی میتواند چراغ راهت باشد. به خاطر داشته باش که پس از شبهای طولانی و تیره، آفتاب درخشانی طلوع خواهد کرد و صبح پیروزی نزدیک است؛ کافی است صبر و استقامت پیشه کنی و دست از تلاش برنداری.
غزل شماره 331
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مرداد
چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل
ور بگویم بازپوشان بازپوشاند ز من
به کسی دل بستهای که نه تنها نسبت به تو بیتفاوت و بیاعتناست، بلکه گویی با تو سر ناسازگاری و لجاجت نیز دارد. شاید رفتار و ظاهر او سرد و سخت به نظر برسد و حتی دیگران را به تو ترجیح دهد و با تو همچون یک دشمن رفتار کند. اما نباید فریب این ظاهر را خورد، چرا که این تنها بخش بیرونی ماجراست و در پس این پرده، حقیقتی دیگر نهفته است. در عمق وجودش، میل و اشتیاقی شدید نسبت به تو دارد و همین احساس پنهان، او را مدام به فکر تو میاندازد، حتی اگر خودش آن را انکار کند یا نخواهد نشان دهد.عشق، همواره با رنجها، غمها و دشواریهای فراوان همراه است، و کسی که راه دل سپردن را برمیگزیند، باید آماده باشد تا این سختیها را با صبر و شکیبایی تحمل کند. هیچ عاشقی از تلخیها و ناملایمات این مسیر گریزی ندارد، اما آنچه این رنجها را قابل تحمل میسازد، امید به فرجام شیرین و سعادتباری است که در انتظار هر دلدادهایست. تحمل مشکلات عشق، اگرچه دشوار است، اما در نهایت، ارزش رسیدن به وصال محبوب و طعم خوشبختی را دارد.
غزل شماره 401
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
شهریور
روزگاریست که ما را نگران میداری
مخلصان را نه به وضع دگران میداری
گوشه چشم رضایی به منت باز نشد
این چنین عزت صاحب نظران میداری
او که مد نظر توست، قادر نخواهد بود انتظارات و توقعاتت را آنگونه که در ذهن داری برآورده سازد. عملی که در فکر آغازش هستی نیز به همان ترتیب، پاسخگوی خواستههای تو نخواهد بود و نتیجهای مطابق با آرزوهایت به همراه نخواهد داشت. او فاقد ظرفیت کافی و توانمندی لازم برای انجام کارهایی است که تو امید انجامشان را از او داری. اگر حقیقتاً میخواهی به اهداف مهم و ارزشمند خود دست پیدا کنی، بهتر است از این تصمیم یا نیت صرف نظر کنی تا بیهوده زندگیات را در معرض خطر قرار ندهی و آیندهات را با مشکلات غیرضروری مواجه نسازی. اندیشیدن عمیقتر درباره پیامدهای احتمالی این مسیر میتواند به تو کمک کند تا بهترین انتخاب را برای سعادت و آرامش خود داشته باشی.
غزل شماره 450
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مهر
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو
پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو
تمام تلاش خود را به کار بستهای و با یاری و عنایت الهی، برای خود زندگی آرام و پر از آسایشی بنا کردهای. اکنون وقت آن است که با قلبی شاد و لبخندی بر لب، روزهای زندگیات را سپری کنی و با تمام وجود از نعمتهایی که خداوند نصیبت کرده، بهره ببری و شکرگزار باشی. دوستان نزدیک و صمیمی را از خود دور نکن، چرا که هر انسانی، هر چقدر هم که بزرگ و کامل باشد، به همراهی و صداقت دوستان واقعی نیازمند است تا در لحظات سخت و شیرین زندگی، پشتیبان و همدمش باشند. هرگز اجازه نده که مشکلات، بدیها و هیاهوی دنیا تو را دلسرد یا غمگین سازد، چرا که با وجود همه فراز و نشیبها، زندگی زیباست و ارزش آن را دارد که با امید، مهر و رضایت زیسته شود.
غزل شماره 411
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آبان
گر چه ما بندگان پادشهیم
پادشاهان ملک صبحگهیم
گنج در آستین و کیسه تهی
جام گیتی نما و خاک رهیم
ظاهری ساده و بیآلایش داری، هرچند ممکن است از لحاظ مالی در سطح بالایی نباشی، اما گنجینههای ارزشمندتری در وجود تو نهفته است که از هزاران ثروت مادی برتر و والاتر است. این ویژگیها و تواناییهای درونی، سرمایههایی هستند که اگر به آنها پی ببری و به خوبی از آنها بهرهبرداری کنی، میتوانند مسیر زندگی تو را دگرگون سازند. برای دستیابی به این گوهرهای پنهان لازم است سفری عمیق به اعماق وجود خود داشته باشی، خود را بهتر بشناسی و استعدادهایت را شکوفا کنی. زمانی که بتوانی با تلاش مستمر و آگاهی از تواناییهایت بهترین استفاده را ببری، نهتنها بر دشمنانت پیروز خواهی شد بلکه دوستانت نیز شادمان خواهند بود و خودت نیز به جایگاه ارزشمندی در جامعه دست خواهی یافت؛ مقامی که شاید هیچ ثروت مادی نتواند آن را برای تو فراهم آورد.
غزل شماره 381
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آذر
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد
برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد
منتظر دریافت اخباری بسیار خوشایند باش که به زودی به دستت خواهد رسید و زندگیات را دگرگون خواهد کرد. سرانجام فردی پیدا میشود که بتواند حرفها و احساسات تو را عمیقاً درک کند و با همدلی به سخنانت گوش فرا دهد. اگرچه در گذشته نسبت به او رفتار نادرستی داشتی و شاید حتی مستحق قهر، دلخوری یا قطع رابطه هستی، اما بزرگواری و مهربانی او فراتر از آن است که از تو رنجیده شود یا کینهای به دل بگیرد. همین لطف بیپایان موجب میشود فرصت دوبارهای برای ترمیم رابطه داشته باشی. بنابراین این بار باید بیش از پیش مراقب رفتارهایت باشی، با احتیاط عمل کنی و در تلاش برای ساختن زندگی جدیدی گام برداری؛ چراکه کامیابی، موفقیت و آرامش در انتظار توست.
غزل شماره 174
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
دی
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست
که نه در آخر صحبت به ندامت برخاست
اگر میخواهی مورد سرزنش و ملامت قرار نگیری، لازم است که همواره در امور زندگی خود اعتدال و میانهروی را پیشه کنی و از هرگونه افراط یا تفریط به شدت پرهیز نمایی. افراط و کوتاهی هر دو میتوانند پیامدهای نامطلوبی برای تو به دنبال داشته باشند. همچنین باید بدانى کاری که عزم انجامش را داری، نه تنها مطابق با مصلحت و منفعت تو نیست، بلکه سرانجامی جز حسرت و پشیمانی برایت نخواهد داشت و ممکن است آثار منفی آن تا مدتها بر زندگیت سایه بیفکند. بنابراین از ادعاها یا سخنان بیاساس بپرهیز، زیرا این نوع لاف زدن هزینهای گزاف بر دوشت خواهد گذاشت و ممکن است اعتبارت را خدشهدار کند. بهتر است در مسیر حرکتت بازنگری کنی، راه خود را با دقت بیشتری انتخاب کنی تا بتوانی آیندهای مطلوبتر رقم بزنی و ثمرات مثبت این تصمیمات عاقلانه را در زندگی خود مشاهده نمایی.
غزل شماره 21
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
بهمن
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوهای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد
عشق یکی از زیباترین و والاترین هدایای خداوند به انسان است، هدیهای که شعلههای فروزان و دلنشین آن، تاریکیهای زندگی تو را روشن و پرنور ساختهاند. بدان که دست یافتن به چنین مقام و موهبتی، نصیب هر فردی نمیشود و فقط دلهای پاک و وفادار اجازه ورود به حریم خلوت یار را دارند؛ نامحرمان و بیوفایان را راهی به این سرای مقدس نیست. بنابراین، بیهوده غم و اندوه به دل راه مده و موقعیت ارزشمند و کمنظیری را که به دست آوردهای ارج بنه، به آن افتخار کن و از فرصت پیشآمده به بهترین شکل بهره ببر. همچنین همواره به خاطر داشته باش که رسیدن به هر چیز ارزشمند و گرانبها، با دشواریها، زحمتها و رنجهایی همراه است؛ اما همین چالشهاست که ارزش آن را دوچندان میکند و شیرینی کامیابی را عمیقتر در جان مینشاند.
غزل شماره 152
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اسفند
به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است
گرت ز دست برآید مراد خاطر ما
به دست باش که خیری به جای خویشتن است
تو اکنون در وضعیتی قرار گرفتهای که نتیجه اعمال و تصمیمات گذشته خودت است؛ به عبارت دیگر، گرفتار مشکلی شدهای که خودت برای خود ایجاد کردهای. این روزها برای رهایی از این مشکل، بیوقفه تلاش میکنی و از هر راهی وارد میشوی، به در خانه هر کس میزنی و از اطرافیان طلب یاری میکنی. اما باید بدانی که تمامی این کوششها بیثمر خواهد بود، چراکه هیچ کس جز خودت قادر نیست گرهی کار را باز کند و بر دشواریها غلبه یابد. فراموش نکن که مشکلات شغلی یا اقتصادی تو نباید دامن سایر جنبههای زندگیات را بگیرد و آرامش یا روابط شخصی تو را مختل سازد.در خصوص عشقی که در دل داری نیز جای نگرانی نیست؛ میتوانی با اطمینان خاطر به وفاداری فرد مورد علاقهات اعتماد کنی. او نسبت به تو صادق است و نیات پاکی دارد؛ بنابراین کافی است با قلبی مطمئن پیش بروی تا احساس امنیت بیشتری داشته باشی.
غزل شماره 50
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
منبع: سلام دنیا









