فال حافظ امروز دوشنبه، (4 اسفند 1404) برای متولدین هر ماه

در این صفحه از وب سایت بهارفال میتوانی بر اساس ماه تولدت فال حافظ روزانه امروز (دوشنبه، (4 اسفند 1404)) مخصوص خودت را ببینی؛ تفسیری از شعرهای جاودانهی حافظ که با الهام از طالع و احساسات همان روز، پیامی ویژه برای تو دارند.
فرقی نمیکند متولد فروردین باشی یا دی، حافظ برای هر دلی پیامی دارد. پس فال امروزت را بخوان تا بدانی ستارهها و اشعار حافظ برایت چه گفتهاند…
همچنین اگر دلت هوای گرفتن فال حافظ با نیت خاصی کرده به بخش فال حافظ مراجعه کن.
| ماه تولد خود را انتخاب کنید | |
|---|---|
| فروردین | اردیبهشت |
| خرداد | تیر |
| مرداد | شهریور |
| مهر | آبان |
| آذر | دی |
| بهمن | اسفند |
فروردین
فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان
آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و میرود
گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان
اگر از دستت کمکی برای کسی برمیآید، هیچگاه در انجام آن کوتاهی مکن، چرا که همین رفتار نیکو باعث میشود خداوند نیز در کارهایت یار و یاورت باشد و تو را در مسیر زندگی حمایت کند. بیماری تو تنها بیماری جسمی نیست؛ ریشهی اصلی آن به رنجها و آزردگیهای روحی بازمیگردد. روح تو نیازمند آرامش و مراقبت است. بهترین راهکار برای درمان این وضعیت، این است که زندگی را سادهتر ببینی و مشکلات و نگرانیها را بیاهمیت جلوه دهی تا بر تو غلبه نکنند. سعی کن حتی از کوچکترین شادیهای روزمره نیز لذت ببری و ارزش آنها را بدانی؛ زیرا همین لحظات شاد میتوانند همچون مرهمی بر دل آزردهات باشند و تو را از حالت کسالت، خمودگی و افسردگی نجات دهند. تلاش کن دیدگاهت نسبت به زندگی مثبتتر شود تا آرامش بیشتری احساس کنی و دوباره به نشاط دست یابی.
غزل شماره 382
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اردیبهشت
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمی کند
مدت زیادی است که دل به عشق سپردهای و هرگز قصد بازگشت از این سفر پر فراز و نشیب را نداشتهای. در عین حال، دلتنگی و بیقراری تو را رها نمیکند و گویی قلبت همواره در التهاب و انتظار میتپد. اگر تصمیم داری این مسیر عاشقانه را ادامه دهی، باید بر احساسات خود غلبه کنی و اجازه ندهی غم و اندوه بیش از این وجودت را فرا بگیرد. خود را بیش از اندازه سرزنش مکن و ناله و زاری بیثمر را کنار بگذار، چرا که این کارها تنها تو را از هدف والای عشق دور میکند.تو که در انتخاب این راه گوش به سخن هیچکس ندادی و خود مسیرت را برگزیدی، اکنون باید پیامدهای تصمیم خویش را با صبر و بردباری بپذیری. به جای تسلیم شدن در برابر سختیها، باید با امید و اعتماد به خداوند ادامه دهی تا امور بر وفق مراد پیش برود. بدان که هر راه دشواری سرانجام به پایان میرسد و اگر به خدا توکل کنی و با حوصله و آرامش پیش بروی، آرامش و گشایش نیز نصیبت خواهد شد.
غزل شماره 192
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
خرداد
در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش
صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست
تا دید محتسب که سبو میکشد به دوش
جستجو در احوالات دیگران کاری بیهوده و بیثمر است، زیرا نه تنها وقت ارزشمندت را تلف میکند، بلکه تو را از پرداختن به زندگی و رشد شخصی خود بازمیدارد. وقت خود را صرف کنجکاوی و تجسس درباره کسانی که هیچ ارتباط مستقیمی با تو ندارند، نکن؛ این کار نه تنها به تو سودی نمیرساند، بلکه گاهی موجب دلخوری و سوءتفاهم نیز میشود. از بیان هر سخنی در حضور هر فردی خودداری کن، حتی اگر آن شخص به نظر محرم راز و قابل اعتماد بیاید، چرا که اعتماد بیجا میتواند پیامدهای ناخواستهای داشته باشد. به خاطر داشته باش که بهار عمر، یعنی دوران جوانی و فرصتهای طلایی زندگی، به زودی به تو روی خواهد آورد؛ این فرصتی است یکتا و تکرارناپذیر، پس باید آن را غنیمت شمرد و حداکثر بهره را از آن برد. از همین حالا برای آینده خود برنامهریزی کن و آمادگی لازم را به دست آور تا بتوانی از این فصل درخشان زندگی، بهترین استفاده را ببری.
غزل شماره 285
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
تیر
چو گل هر دم به بویت جامه در تن
کنم چاک از گریبان تا به دامن
تنت را دید گل گویی که در باغ
چو مستان جامه را بدرید بر تن
در دل خود قصد و نیتی داری که آرزوی تحقق آن، تو را بیقرار و بیتاب ساخته است. این خواسته آنچنان ذهن تو را مشغول کرده که گویی هر لحظه در انتظار فرصتی برای عملی ساختن آن هستی. اما باید بدانی که زمان مناسب برای رسیدن به این مقصود هنوز فرا نرسیده است. دلیل این تأخیر آن است که یکی از نزدیکانت، نزد شخصی که نیت تو به او مربوط میشود، سخنانی گفته که موجب رنجش و دلخوری او شده است. پیش از هر اقدام عجولانه، ضروری است با صبر و بردباری، سوءتفاهمات بهوجود آمده را رفع کنی و دل او را به دست آوری. پس از آنکه فضا و شرایط لازم برای تحقق نیتت فراهم شد و کدورتها از میان رفت، آنگاه بهترین زمان برای عملی کردن نیت خود فرا میرسد. در این مسیر، همواره آرامش و درایت را سرلوحه قرار بده تا نتیجهای مطلوب حاصل شود.
غزل شماره 389
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مرداد
سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
گفت بازآی که دیرینه این درگاهی
همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان
پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی
به زودی از طرف فردی معتبر و شناختهشده، پیشنهادی جدی و ارزشمند برای همکاری دریافت خواهی کرد. تو که همواره در پی یافتن فرصتی مناسب برای رشد و پیشرفت حرفهای بودهای، این موقعیت را نباید از دست بدهی؛ چراکه با توجه به استعدادها و توانمندیهایی که در وجودت نهفته است، به خوبی میتوانی در این مسیر به دستاوردهای چشمگیر و موفقیتهای بزرگی دست یابی. البته لازم است هوشیار باشی زیرا راه پیش رو خالی از خطر نیست و احتمال گمراه شدن یا گرفتار شدن در موانع وجود دارد. برای جلوگیری از سقوط در دام مشکلات یا اشتباهات احتمالی، بهتر است هنگام انجام وظایف جدید حتماً از راهنمای باتجربه و قابل اعتمادی بهره بگیری تا بتواند مسیر درست را به تو نشان دهد و همچون چراغ راه، روشنیبخش حرکتت باشد.
غزل شماره 488
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
شهریور
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
آرزوهای فراوانی در ذهن و دل خود میپرورانی. تاکنون همواره در لاک تنهایی و خلوت خویش فرو رفته بودی و کمتر اجازه میدادی احساسات تازه بر تو غلبه کنند، اما مدتی است که حس جدیدی در ژرفای وجودت جوانه زده است؛ گویی جادوی دلبری یا اسارت محبت کسی تو را از حال پیشین بیرون کشیده و جانت را دگرگون ساخته است. این علاقه یا شور تازه، گرچه ناگهانی به سراغت آمده، اما نویدبخش اتفاقات خوب و بخت نیکوست. انشاءالله تمامی این احساسات به خیر خواهد بود. با اعتمادبهنفس قدم پیش بگذار، با امید حرکت کن و منتظر باش تا خبرهای خوشایند یکی پس از دیگری به سوی تو روانه شوند.
غزل شماره 210
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مهر
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
نیتی که در سر داری به صلاح تو نیست و چه بسا ادامه دادن این راه برایت پیامدهای ناخوشایندی به همراه داشته باشد. از آنجا که روزی هر انسانی از پیش تعیین شده و مقدر است، تلاش بیش از اندازه و بیوقفهات برای کسب مال و ثروت، نتیجهای جز اندوه، دلنگرانی و غم برایت نخواهد داشت. ادعای بیهوده و سخنان گزاف نیز نه تنها کمکی به رشد تو نمیکند بلکه ممکن است فرصتهای ارزشمند را از تو بگیرد؛ پس تا زمانی که اسباب بزرگی و شایستگیهای لازم در وجودت شکل نگرفته، بهتر است لاف بزرگی نزنی.اگر بتوانی روح قناعت را در خود پرورش دهی و انسانی قانع باشی، بدون شک میتوانی با همین نعمتهایی که خداوند کریم در اختیارت قرار داده است، بیشترین لذت ممکن را ببری. در این صورت نه تنها احساس رضایت عمیق خواهی داشت بلکه میتوانی زیباترین زندگی را بسازی؛ زندگیای سرشار از آرامش خاطر، شادی حقیقی و قدرشناسی نسبت به داشتههایت.
غزل شماره 481
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آبان
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد
همین که ساغر زرین خور نهان گردید
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
در گذشته زندگیات، اشتباهات و تصمیمات نادرستی مرتکب شدهای که اکنون، وقتی به آن دوران نگاه میکنی، حتی خودت هم نمیتوانی دلایل و انگیزههای پشت آن اعمال را درک کنی. شاید بارها پیش آمده باشد که با حسرت به عقب برگشتهای و از خود پرسیدهای چرا چنین رفتارهایی داشتهای یا چرا فرصتهای ارزشمند عمرت را بیهوده از دست دادهای. اگرچه تا این لحظه سود چندانی از عمر نبردهای و احساس میکنی زمان زیادی را هدر دادهای، اما نباید ناامید باشی؛ زیرا خداوند مهربان بار دیگر فرصتی نو در پیش رویت قرار داده است. اکنون وقت آن رسیده که با توکل به پروردگار و با نیت پاک و صادقانه، قدمی تازه برداری و مسیر جدیدی برای زندگیات آغاز کنی. اطمینان داشته باش اگر این بار با اراده قویتر حرکت کنی، نه تنها آینده روشنتر خواهد شد بلکه میتوانی گذشتهات را نیز جبران کرده و از تجربیات تلخ دیروز پلی برای موفقیت فردا بسازی.
غزل شماره 132
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آذر
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
انسانی هستی که در مسیر زندگی هر خدمتی که انجام دادهای، بیمزد و پاداش باقی مانده و هیچکس ارزش و قدرت تو را بهدرستی درک نکرده است. همانطور که میگویند «دستت نمک ندارد»، این حس بیقدری سبب شده تا احساس سرخوردگی و ناامیدی تمام وجودت را فرا بگیرد. گاه با خود میاندیشی که زحمتهایت بیهوده بوده و کسی قدردان محبتهایت نیست، اما فراموش نکن که مزد نیکوکار تنها نزد خداست و او بهترین پاداشدهنده است.برای رهایی از این افسردگی، ناراحتی و احساس تنهایی، توصیه میشود به کتاب آسمانی خداوند روی بیاوری؛ قرآن را بخوانی و به معانی ژرف آن بیندیشی. قرآن همچون مرهمی برای روحهای خسته عمل کرده و آرامش قلب را در لحظات سخت زندگی به ارمغان میآورد. تلاوت آیات قرآن نه تنها تسکیندهندهی جان است، بلکه راهنمای انسان برای یافتن امید دوباره نیز محسوب میشود. پس هرگاه غمگین شدی یا از بیمهری دنیا دلت گرفت، پناه بردن به کلام خدا بهترین راه درمان خواهد بود.
غزل شماره 94
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
دی
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
عیبجویی از دیگران رفتاری بسیار نکوهیده و غیر اخلاقی است که میتواند روابط انسانی را مخدوش کند. هر فردی مسئولیت کامل عواقب اعمال و رفتارهای خود را برعهده دارد و هیچ کس نمیتواند تنها بر اساس ظاهر افراد، به درون یا نیت واقعی آنها پی ببرد، چرا که اسرار باطن انسانها فقط نزد خداوند است. قضاوت درباره دیگران بر مبنای ظاهر، نه تنها ممکن است اشتباه باشد، بلکه نوعی بیعدالتی نیز محسوب میشود. البته پذیرفتنی است که همه انسانها جایزالخطا هستند و ممکن است مرتکب اشتباه شوند، اما فرد خردمند و هوشمند کسی است که از خطاهای اطرافیان خود درس عبرت بگیرد تا همان اشتباهات را تکرار نکند. بنابراین تو نیز سعی کن همیشه از تجربههای ارزشمند دیگران بهره ببری و آنها را چراغ راه زندگی خویش قرار دهی تا مسیر موفقیتت هموارتر گردد.
غزل شماره 80
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
بهمن
سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
که تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ
به جلوه گل سوری نگاه میکردم
که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ
اکنون زمان آن فرا رسیده است که دیوارهای نامرئیای را که سالها با دستان خود به دور خویش کشیدهای، فرو بریزی و با شجاعت پا به دنیای بیرون بگذاری. با دقت به اطراف خود بنگر؛ هر یک از آفریدههای خداوند، از کوچکترین حشره تا عظیمترین درختان، هرکدام با زبان بیزبانی تو را آگاه میسازند و هشدار میدهند که دوران جوانی همچون گلهای بهاری، زودگذر و کوتاه است. این لحظات ارزشمند، همانند قطرات شبنم بر برگ گلها، به سرعت از میان انگشتان روزگار میگریزند. بنابراین باید هر ثانیه از دوران جوانی را گرامی بداری، برای آن ارزش قائل شوی و بیشترین بهره را از این مرحله طلایی زندگی ببری؛ چرا که فرصتها همچون نسیم صبحگاهی، به آرامی میآیند و بیصدا میگذرند.
غزل شماره 295
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اسفند
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا
و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی
اگر با دیدهای باز و حقیقتبین به اطراف خود بنگری، خواهی دید که همدردان تو کم نیستند و بسیاری از انسانها نیز همانند تو درگیر مشکلات و رنجهای زندگیاند. مشاهده این افراد میتواند برایت درسی ارزشمند از صبر، بردباری و استقامت باشد؛ چرا که هر کس به نحوی سهمی از مشقت را در مسیر خود تجربه میکند. فراموش نکن که هیچ گنجی بدون تحمل رنج به دست نمیآید؛ همانطور که اگر خواهان گل باشی، ناگزیر باید زحمت خارها را نیز تحمل کنی و دشواریهای مسیر را بپذیری. با این حال، حتی در سختترین لحظات نیز نباید اسیر یأس و ناامیدی شوی، زیرا همیشه روزنهای از امید وجود دارد که شاید هنوز آن را ندیده یا شناخته باشی. بنابراین، ناامیدی نه تنها سودی ندارد بلکه بیهوده است؛ امید همچون چراغ راهت خواهد بود تا زمانی که بالاخره گشایش فرا رسد.
غزل شماره 465
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
منبع: سلام دنیا









