فال حافظ امروز شنبه، (22 آذر 1404) برای متولدین هر ماه

در این صفحه از وب سایت بهارفال میتوانی بر اساس ماه تولدت فال حافظ روزانه امروز (شنبه، (22 آذر 1404)) مخصوص خودت را ببینی؛ تفسیری از شعرهای جاودانهی حافظ که با الهام از طالع و احساسات همان روز، پیامی ویژه برای تو دارند.
فرقی نمیکند متولد فروردین باشی یا دی، حافظ برای هر دلی پیامی دارد. پس فال امروزت را بخوان تا بدانی ستارهها و اشعار حافظ برایت چه گفتهاند…
همچنین اگر دلت هوای گرفتن فال حافظ با نیت خاصی کرده به بخش فال حافظ مراجعه کن.
| ماه تولد خود را انتخاب کنید | |
|---|---|
| فروردین | اردیبهشت |
| خرداد | تیر |
| مرداد | شهریور |
| مهر | آبان |
| آذر | دی |
| بهمن | اسفند |
فروردین
صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم
به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم
در میخانهام بگشا که هیچ از خانقه نگشود
گرت باور بود ور نه سخن این بود و ما گفتیم
تو تا کنون راههای مختلفی را آزمودهای، اما هیچ یک از این تلاشها به نتیجه دلخواه نرسید و حتی باعث شد در برابر دوستان و آشنایانت احساس شرمندگی کنی. این ناکامیها رنج و عذابی عمیق برایت به همراه داشته و گاهی تو را به این فکر واداشته که شاید اینها تاوان اشتباهات گذشتهات باشد. با این حال، نباید فراموش کنی که تو تمام سعی خود را کردهای و آنچه بر سرت آمده، ناشی از بدشانسی یا شرایط نامطلوب بوده است. زندگی همیشه مسیرهای پرپیچ و خمی دارد و شکست، بخشی جداییناپذیر از مسیر موفقیت است.اما هنوز همه چیز به پایان نرسیده است؛ فرصت دیگری در پیش روی تو قرار دارد. این بار، با دقت بیشتری برنامهریزی کن و با آمادگی کامل وارد عمل شو. تجربههای گذشته، هر چند تلخ، اکنون سرمایه ارزشمندی برای موفقیت آیندهات هستند. اطمینان داشته باش که اگر این بار عاقلانهتر و با برنامهریزی پیش بروی، بیتردید به موفقیت دست خواهی یافت. هر شکست، پلی است به سوی پیروزی، و تو اکنون آمادهای که با گامهایی استوارتر به سوی هدف خود حرکت کنی.
غزل شماره 370
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اردیبهشت
شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش
انسان از همان آغاز در بستر رنج و مشقت آفریده شده است و زندگی او همواره آکنده از دشواریها، مشکلات و آزمایشهای گوناگون بوده است. روزگار سرشار از مصائب، نگرانیها و چالشهایی است که هر فردی ناگزیر با آنها روبرو میشود. تو نیز بیتردید خسته و دلگیر از این همه آشوب، هیاهو و غوغای بیپایان شدهای؛ در پی مکانی آرام و خلوت، مأمن یا پناهگاهی هستی تا حتی برای لحظهای کوتاه به آسودگی خیال برسی. در چنین حالی، بهترین راه چاره آن است که به خداوند پناه ببری؛ چراکه یاد خداوند آرامبخشترین تسکیندهندهی قلبهای مضطرب است. همچنین توصیه میشود به جمع انسانهای سادهدل، فروتن و بیآلایش بروی؛ کسانی که با دلهایی پاکتر زیست میکنند. شاید بتوانی آرامش گمشدهی خود را در میان آنان بجویی و دوباره امید، معنویت و اطمینان خاطر را بازیابی کنی.
غزل شماره 278
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
خرداد
ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالابلندان شرمسارم
مگر زنجیر مویی گیردم دست
وگر نه سر به شیدایی برآرم
تو انسانی صادق، مهربان و بی آزار هستی که همواره در رفتار و گفتارت اخلاص و صداقت موج میزند. هیچ کس هرگز از تو گزندی ندیده و همه از خوشرفتاری، حسن نیت و انصاف تو سخن میگویند. به سبب همین ویژگیها، در میان اطرافیان به حقشناسی و قدرشناسی مشهور شدهای و بسیاری تو را الگو قرار میدهند. با این حال، تنها دغدغهی عمدهی زندگی تو ضعف مالی است؛ مشکلی که گاهی اوقات باعث شده احساس خجالت یا شرمندگی کنی، به خصوص در مواجهه با برخی نیازها یا درخواستها.با وجود تمام این سختیها، امیدت را به لطف بیکران خداوند از دست نده. همان خدایی که همیشه دست بندگانش را گرفته است، بزودی رحمت خود را شامل حالت خواهد کرد. منتظر باش تا تحولی مثبت در کارهایت ایجاد شود؛ گشایشی پیش رو داری که چنان بزرگ خواهد بود که حتی خودت نیز از این تغییر شگفتزده خواهی شد. پس ایمان داشته باش و با دلگرمی بیشتری مسیرت را ادامه بده.
غزل شماره 323
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
تیر
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب
از آنجایی که همواره زندگی آرام و بیدغدغهای را پشت سر گذاشتهای، طبیعی است که تحمل سختیها و مشکلات برایت دشوار باشد. اما باید بدانی که رسیدن به اهداف بزرگ و تحقق آرزوها بدون گذر از مسیر پررنج و مشقت ممکن نیست. اگر واقعاً میخواهی به مقصود خود دست یابی، لازم است با ارادهای محکم در برابر ناملایمات ایستادگی کنی و سختیهای راه را با آغوش باز بپذیری. انسانهای بسیاری پیش از تو قدم در این راه نهادهاند؛ آنان با صبر، شکیبایی و ایمان توانستهاند موانع را پشت سر بگذارند و به مقصد برسند. پس هرگز احساس تنهایی مکن، چرا که تو نیز میتوانی همچون آنان موفق شوی. با امید به خداوند متعال مسیر خود را ادامه بده؛ مطمئن باش پایان این تلاشها برایت موقعیتی فراهم خواهد کرد که همه اطرافیانت را شگفتزده خواهد ساخت. آن روز، ثمره پایداری و امیدواریات نمایان خواهد شد و افتخار حاصل از موفقیتت زبانزد همگان میشود.
غزل شماره 14
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مرداد
عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
دست شفاعت هر زمان در نیک نامی میزنم
بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود
دامی به راهی مینهم مرغی به دامی میزنم
مدتهاست که با اندیشه و آرزوی تحقق این نیت، روزگار خود را سپری میکنی و همواره برای رسیدن به هدف والا و ارزشمندت، به هر راه و وسیلهای متوسل میشوی. در این مسیر، لحظاتی پیش میآید که دچار تردید و ناامیدی میشوی و احساس میکنی که شاید کامیابی از تو دور باشد. با این حال، باید بدانی که سرانجام این داستان، فرجامی بسیار شیرین، خوشایند و دلانگیز برای تو به همراه خواهد داشت؛ پایان راه تو با کامیابی و رضایت خاطر همراه است. بنابراین، امید خود را از دست مده و با ارادهای محکمتر و تلاشی پیوستهتر، در مسیر تحقق خواستههایت قدم بردار. آینده روشن در انتظار توست و صبر و کوشش بیوقفهات بیپاسخ نخواهد ماند.
غزل شماره 344
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
شهریور
چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه
خرد که قید مجانین عشق میفرمود
به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه
تو انسانی عاشق، دلباخته و صادق هستی؛ وجودت سرشار از احساسات پاک و نیات خالصانه است. با این حال، خبر رسیده که رقیبی جدی در مسیر تو قرار گرفته و او در آستانه پیروزی است. این فکر ذهن تو را به شدت مشغول و روحت را آشفته کرده است، به گونهای که آرامش را از تو گرفته و هر لحظه به نگرانیهایت دامن میزند. برای یافتن راه چاره، بیوقفه تلاش کردهای و از هر راه و روشی کمک گرفتهای، اما تاکنون هیچکدام نتیجه مطلوبی نداشتهاند. با این وجود، بیتاب نباش و شکیبایی پیشه کن. وفاداری به پیمان و عهدی که بستهای را فراموش مکن و همچنان با صداقت ادامه بده. به امید و توکل به خداوند، مطمئن باش که همه امور در نهایت مطابق خواسته و میل تو پیش خواهد رفت و آرامش و موفقیت نصیبت خواهد شد.
غزل شماره 427
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مهر
به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر
بدین ترانه غم از دل به در توانی کرد
تو تمام توان و تلاش خود را به کار گرفتی، اما در نهایت به نتیجهای که انتظارش را داشتی دست نیافتی. با این حال، هرگز امیدت را از دست مده. اگر دری بسته است، مطمئن باش که درهای دیگری نیز وجود دارند که میتوانی آنها را با کلید صبر و پشتکار بگشایی. مسیرهای متفاوتی را امتحان کن و از شکستها درس بگیر، چرا که هر تجربهای تو را یک قدم به موفقیت نزدیکتر میکند. ایمان داشته باش که با استمرار و اراده، سرانجام موفق خواهی شد و به هدف خود خواهی رسید.
غزل شماره 144
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آبان
ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
وان گه برو که رستی از نیستی و هستی
گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو
هر قبلهای که بینی بهتر ز خودپرستی
سختیهای روزگار همچون دیواری بلند تو را در خود فروبرده و منزوی ساخته است، گویی سایهای سنگین بر زندگیات افکنده و تو را از جمع جدا کرده است. اما این حالت انزوا را کنار بگذار و با شهامت از پیلهی خودپرستی که گرداگرد وجودت تنیده شده، بیرون بیا. دل خویش را همچون جامی سرشار از عشق و محبت کن تا گرمای مهر در وجودت شعلهور شود. به یاد داشته باش که برای رسیدن به شیرینی وصال و دستیابی به هدف والایت، تحمل تلخیها و دشواریهای مسیر نه تنها لازم، بلکه راهی آسانتر خواهد بود؛ چراکه هر رنجی معنایی ژرف یافته و شور امید راهنمای تو خواهد شد.
غزل شماره 434
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آذر
چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی
بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست
گرم به هر سر مویی هزار جان بودی
چشم خود را باز کن و با دقت و آگاهی به اطراف خود بنگر، جهان را همانگونه که واقعاً هست مشاهده کن. زندگی کردن با تکیه بر اگرها، ای کاشها و غرق شدن در خیالبافیها نه تنها ثمرهای ندارد، بلکه انسان را از حقیقت دور میکند و او را در گرداب سرگردانی و بلاتکلیفی رها میسازد. این بیقراریها و بیهدفیهایی که در وجودت حس میکنی، ریشهای جز فرار از واقعیت و دل بستن به آرزوهای محال ندارد.اکنون زمان آن رسیده است که به خود بیایی، افکار پریشان را کنار بگذاری و با شرایط فعلی خود کنار بیایی. پذیرش واقعیت اولین گام برای رسیدن به آرامش ذهنی است. باید اندیشهای عملی و منطقی پیدا کنی؛ راهکاری که نه بر پایه خیال، بلکه بر اساس واقعیات موجود تو را قدم به قدم به سوی هدف بزرگت هدایت کند. تنها از دل مواجهه صادقانه با شرایط موجود است که میتوان امید رسیدن به موفقیت حقیقی را داشت.
غزل شماره 441
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
دی
در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
حاصل خرقه و سجاده روان دربازم
حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم
خازن میکده فردا نکند در بازم
تو انسانی ثابتقدم و استوار هستی؛ فردی که وقتی قدم در راهی میگذاری، تا آخرین نفس و با تمام وجود بر سر آن میایستی و از مسیر خود عقب نمینشینی. این پایداری و عزم راسخ تو باعث میشود دیگران نیز به اراده و استقامتت احترام بگذارند. دلت را به کسی سپردهای که همه فکر و ذکرت را به خود مشغول کرده است و به هیچ قیمتی حاضر نیستی حتی کسانی را که از نظر شرایط یا موقعیت برتری دارند، جایگزین او کنی. این وابستگی عمیق همچون رازی در دل تو نهفته است، هرچند خودت آن را برای کسی فاش نکردهای، اما برخی اطرافیان با توجه به رفتار و نشانهها از این راز باخبر شدهاند. مراقب چنین افرادی باش و اجازه نده که دخالت یا قضاوتشان تو را دلسرد کند. امیدواری خود را حفظ کن، چرا که کامیابی و موفقیت در انتظار توست و با صبر و پایداری، سرانجام به مراد دلت خواهی رسید.
غزل شماره 335
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
بهمن
جز آستان توام در جهان پناهی نیست
سر مرا به جز این در حواله گاهی نیست
عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم
که تیغ ما به جز از نالهای و آهی نیست
تو انسانی وارسته، پاکدل و صاحب روحی بلند هستی. در برابر دنیا و زمانه، رفتاری بیاعتنا از خود نشان میدهی و اتفاقات پیرامونت تأثیر چندانی بر تو ندارند؛ گویی هیچ چیز مادی یا دنیوی ارزش واقعی برایت ندارد. در اعماق وجود خویش فرو رفتهای و دور خود را دیواری بلند از تنهایی کشیدهای تا مبادا آسیبی از سوی آدمیان روزگار به تو برسد. این ترس از مردم زمانه باعث شده که کمتر با دیگران معاشرت کنی و همواره فاصلهای میان خود و اطرافیانت نگه داری.اما باید بدانی که زندگی حقیقی زمانی آغاز میشود که پا از این حصار تنگ تنهایی بیرون بگذاری. جهان بیرون فرصتهای ارزشمندی برای رشد روحی و معنوی پیش پای تو میگذارد؛ تنها کافی است جرئت کنی دیوارهای دورت را فرو بریزی. همزمان، لازم است نسبت به آزار دیگران نهایت پرهیز را داشته باشی، چراکه منش انسان وارسته ایجاب میکند به کسی رنج نرسانی و دل کسی را نشکنی.در مسیری که پیش رو داری، ممکن است با دامها و وسوسههایی مواجه شوی؛ پس هرگاه احساس خطر کردی یا دیدی راه برایت دشوار شده، به خداوند پناه ببر. او بهترین یار و یاور انسانهاست. اگر این روزها جرقههای عشق در دل پاکت روشن شدهاند، مراقب باش که اسیر احساسات زودگذر نشوی. در انتخاب یارت دقت فراوان کن زیرا شایسته نیست قلب لطیف تو اسیر هر خار وخسی شود؛ شأن وجود تو بالاتر از آن است که عشق خالصت را بیمحابا خرج هر کسی کنی.
غزل شماره 76
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اسفند
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود
یاد باد آن که چو چشمت به عتابم میکشت
معجز عیسویت در لب شکرخا بود
آنچه ذهن تو را پر کرده، مرور خاطرات و رویدادهای گذشته است؛ خاطراتی که با وجود تلخی یا شیرینیشان، اکنون دیگر به پایان رسیدهاند و جایگاهی در زمان حال ندارند. غرق شدن در گذشته، چه از روی حسرت باشد و چه از سر دلتنگی، مانع از آن میشود که انسان به فرصتهای ارزشمند لحظه اکنون توجه کند و از آنها بهره ببرد. زندگی همواره در حرکت است و دیروز هرگز بازنمیگردد؛ دیروزی که با تمام خوشیها، سختیها و اتفاقاتش برای همیشه سپری شده است. پس بهتر آن است که امروز خود را قدر بدانیم و با اندیشهای روشن به ساختن فردایی بهتر همت گماریم. فردای تو سرشار از امید خواهد بود اگر امروز را با تلاش فراوان، ارادهای قوی و پشتکاری مثالزدنی بسازی. فراموش نکن که گذشته هرچند آموزنده باشد، اما آینده تو را کوششهای امروزت رقم میزند؛ پس اکنون زمان آن فرا رسیده تا چشم به راه فردایی روشن باشی—فردایی که ثمره جدیت و کوشش بیوقفه تو خواهد بود.
غزل شماره 204
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
منبع: سلام دنیا









