فال حافظ امروز یکشنبه، (3 اسفند 1404) برای متولدین هر ماه

در این صفحه از وب سایت بهارفال میتوانی بر اساس ماه تولدت فال حافظ روزانه امروز (یکشنبه، (3 اسفند 1404)) مخصوص خودت را ببینی؛ تفسیری از شعرهای جاودانهی حافظ که با الهام از طالع و احساسات همان روز، پیامی ویژه برای تو دارند.
فرقی نمیکند متولد فروردین باشی یا دی، حافظ برای هر دلی پیامی دارد. پس فال امروزت را بخوان تا بدانی ستارهها و اشعار حافظ برایت چه گفتهاند…
همچنین اگر دلت هوای گرفتن فال حافظ با نیت خاصی کرده به بخش فال حافظ مراجعه کن.
| ماه تولد خود را انتخاب کنید | |
|---|---|
| فروردین | اردیبهشت |
| خرداد | تیر |
| مرداد | شهریور |
| مهر | آبان |
| آذر | دی |
| بهمن | اسفند |
فروردین
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
در زندگی شما به زودی تغییرات بزرگی رخ خواهد داد، همانگونه که طبیعت در فصل بهار دگرگون میشود و سرسبزی و طراوت نوینی را تجربه میکند. این تحولات، نویدبخش پایان یافتن غمها و اندوههایتان است و مشکلاتی که اکنون با آنها دستوپنجه نرم میکنید، به مرور زمان برطرف خواهند شد. بنابراین بسیار مهم است که قدر لحظاتی را که سر راهتان قرار میگیرند، بدانید و ارج بنهید؛ چرا که زندگی همچون رودخانهای پیوسته در جریان است و اگر از آن غافل شویم، تنها حسرت و پشیمانی برایمان باقی خواهد ماند. افسوس خوردن برای دیروز یا نگرانی درباره فردا نه تنها سودی ندارد بلکه لذت امروز را نیز از شما خواهد گرفت. پس بهترین کار این است که غم گذشته را فراموش کنید، دغدغه آینده را کنار بگذارید و با شادی لحظه اکنون را زندگی کنید تا ارزش واقعی عمر کوتاه خود را دریابید.
غزل شماره 164
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اردیبهشت
گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شیشههای دیده ما پرگلاب کن
بی آنکه خود آگاه باشی، فرصتی ارزشمند در اختیار تو قرار گرفته است که همچون نسیمی زودگذر، به سرعت از کنار تو عبور میکند. این فرصت ناب در حالی به سراغت آمده که با وجود تمامی مشکلات، دغدغهها و موانعی که بر سر راهت قرار دارد، هنوز هم میتوانی از این موقعیت بهترین بهره را ببری و مسیر پیشرفت خود را هموار کنی. مهمترین گام این است که پیش از هر اقدامی، با قلبی سرشار از ایمان و امید به خداوند متعال توکل کنی و با صداقت و خلوص نیت خواستههای حقیقی خود را از او طلب نمایی؛ چرا که وعده الهی برآورده شدن حاجات بندگانش است و اگر امیدت را به الطاف الهی بسپاری، انشاءالله آرزوهایت محقق خواهد شد.
غزل شماره 395
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
خرداد
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد
سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس
که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد
مدتی است که در انزوا و گوشهگیری فرو رفتهای و خودت را از جمع دور نگه داشتهای. شادی و تفریح دیگر رنگی در زندگیات ندارد و هر روز بیش از پیش از آنها گریزان میشوی. چشمانداز زندگی برایت تیره و تار شده است، گویی ابرهای غم بر آسمان دلت سایه انداختهاند. اما باید بدانی که این وضعیت پایدار نیست و میتوانی شرایط را تغییر دهی. چشمانت را باز کن، پردههای اندوه را کنار بزن و غصههایت را به دست فراموشی بسپار.برای روشن کردن مسیر زندگیات، به توصیهها و راهنماییهای کسی که به او اعتماد داری گوش فرا بده؛ کسی که بتواند چون چراغی راهت را نورانی سازد تا از این تاریکی بیرون آیی. اگر همچنان بر همین شیوه ادامه دهی، سرانجام جایی نخواهی رسید جز افزایش اندوه، دلزدگی و بیرغبتی نسبت به زندگی.پس پیش از آنکه فرصتهایت بیش از این از دست برود، خودت را بازیاب؛ همت کن، ارادهات را جمع کن و برخیز تا بتوانی دوباره با امید حرکت کنی. فقط کافی است یک قدم برداری تا جهان دوباره روشن شود و نشاط به دلت بازگردد.
غزل شماره 117
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
تیر
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
دی گله ای ز طره اش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاه کج گوش به من نمی کند
مدت زیادی است که دل به عشق سپردهای و هرگز قصد بازگشت از این سفر پر فراز و نشیب را نداشتهای. در عین حال، دلتنگی و بیقراری تو را رها نمیکند و گویی قلبت همواره در التهاب و انتظار میتپد. اگر تصمیم داری این مسیر عاشقانه را ادامه دهی، باید بر احساسات خود غلبه کنی و اجازه ندهی غم و اندوه بیش از این وجودت را فرا بگیرد. خود را بیش از اندازه سرزنش مکن و ناله و زاری بیثمر را کنار بگذار، چرا که این کارها تنها تو را از هدف والای عشق دور میکند.تو که در انتخاب این راه گوش به سخن هیچکس ندادی و خود مسیرت را برگزیدی، اکنون باید پیامدهای تصمیم خویش را با صبر و بردباری بپذیری. به جای تسلیم شدن در برابر سختیها، باید با امید و اعتماد به خداوند ادامه دهی تا امور بر وفق مراد پیش برود. بدان که هر راه دشواری سرانجام به پایان میرسد و اگر به خدا توکل کنی و با حوصله و آرامش پیش بروی، آرامش و گشایش نیز نصیبت خواهد شد.
غزل شماره 192
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مرداد
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
انسانی هستی که در مسیر زندگی هر خدمتی که انجام دادهای، بیمزد و پاداش باقی مانده و هیچکس ارزش و قدرت تو را بهدرستی درک نکرده است. همانطور که میگویند «دستت نمک ندارد»، این حس بیقدری سبب شده تا احساس سرخوردگی و ناامیدی تمام وجودت را فرا بگیرد. گاه با خود میاندیشی که زحمتهایت بیهوده بوده و کسی قدردان محبتهایت نیست، اما فراموش نکن که مزد نیکوکار تنها نزد خداست و او بهترین پاداشدهنده است.برای رهایی از این افسردگی، ناراحتی و احساس تنهایی، توصیه میشود به کتاب آسمانی خداوند روی بیاوری؛ قرآن را بخوانی و به معانی ژرف آن بیندیشی. قرآن همچون مرهمی برای روحهای خسته عمل کرده و آرامش قلب را در لحظات سخت زندگی به ارمغان میآورد. تلاوت آیات قرآن نه تنها تسکیندهندهی جان است، بلکه راهنمای انسان برای یافتن امید دوباره نیز محسوب میشود. پس هرگاه غمگین شدی یا از بیمهری دنیا دلت گرفت، پناه بردن به کلام خدا بهترین راه درمان خواهد بود.
غزل شماره 94
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
شهریور
در سرای مغان رفته بود و آب زده
نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده
سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر
ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده
به اطراف خود با دقت و تأمل بیشتری نگاه کن؛ همه امکانات و شرایط لازم برای موفقیت تو فراهم شده است و فرصتهایی پیش رویت قرار گرفته که کمتر کسی ممکن است به آنها دست پیدا کند. باوجود این همه آمادگی و موقعیت مناسب، همچنان دل تو آکنده از تردیدها و نگرانیهاست که مانع برداشتن اولین قدم میشود. باید بدانـی هیچ فرد هوشمند یا آیندهنگری چنین موقعیت ارزشمندی را بهراحتی از دست نمیدهد، زیرا رسیدن به هدف در گرو بهرهگیری از همین فرصتهای طلایی است.خواب غفلتی که وجودت را فراگرفته همانند پردهای تاریک، میان تو و آرزوهایت فاصله انداخته و اجازه نمیدهد به مقصود خود برسی. اگر این بیتوجهی ادامه یابد، امکان دارد مسیر موفقیت را برای همیشه گم کنی.پس هرچه زودتر باید برخیزی و حرکتی قاطعانه انجام دهی. پیش از آنکه زمان ارزشمندت سپری شود، با توکل بر خداوند بزرگ نیت صادقانه خود را عملی کن؛ زیرا اراده، امیدواری و اعتماد به خداوند راهگشای دستیابی به اهداف خواهد بود. اکنون زمان تصمیمگیری شجاعانه است تا آیندهای روشن برای خویش رقم بزنی.
غزل شماره 421
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
مهر
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد
همین که ساغر زرین خور نهان گردید
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
در گذشته زندگیات، اشتباهات و تصمیمات نادرستی مرتکب شدهای که اکنون، وقتی به آن دوران نگاه میکنی، حتی خودت هم نمیتوانی دلایل و انگیزههای پشت آن اعمال را درک کنی. شاید بارها پیش آمده باشد که با حسرت به عقب برگشتهای و از خود پرسیدهای چرا چنین رفتارهایی داشتهای یا چرا فرصتهای ارزشمند عمرت را بیهوده از دست دادهای. اگرچه تا این لحظه سود چندانی از عمر نبردهای و احساس میکنی زمان زیادی را هدر دادهای، اما نباید ناامید باشی؛ زیرا خداوند مهربان بار دیگر فرصتی نو در پیش رویت قرار داده است. اکنون وقت آن رسیده که با توکل به پروردگار و با نیت پاک و صادقانه، قدمی تازه برداری و مسیر جدیدی برای زندگیات آغاز کنی. اطمینان داشته باش اگر این بار با اراده قویتر حرکت کنی، نه تنها آینده روشنتر خواهد شد بلکه میتوانی گذشتهات را نیز جبران کرده و از تجربیات تلخ دیروز پلی برای موفقیت فردا بسازی.
غزل شماره 132
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آبان
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
دوران تاریک غم و اندوه اکنون به پایان رسیده است و روزنهای از امید به روی تو گشوده شده است. فرصتی ارزشمند در اختیار تو قرار گرفته که بیتردید گذراست؛ بنابراین باید برای بهرهگیری از آن شتاب کنی و زمان را مغتنم بشماری، چرا که لحظات زندگی همچون رودخانهای جاریاند و بازگشتی در کار نیست. فراموش نکن که آنچه پس از انسان باقی میماند و همانند گنجینهای جاودانه در دل تاریخ پایدار میماند، نام نیکو و کردار شایسته اوست—آثاری که نسلهای آینده نیز از آن بهره خواهند برد.زندگی، همواره فراز و نشیبها، شادیها و تلخیها را یکجا با خود دارد؛ هیچ انسانی از این قانون مستثنی نیست—even رقیبان تو نیز طعم تلخ شکست یا شیرینی پیروزی را تجربه میکنند. این چرخهی طبیعی سرنوشت انسانهاست که اوج گرفتنها همیشه با احتمال سقوط همراه است. پس باید آگاهانه بکوشی تا در هر شرایطی، رفتار درست پیشه سازی تا نامت به نیکی برده شود و یادگار ارزندهای برای آیندگان باشی.
غزل شماره 179
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
آذر
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی
وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید
مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی
به دنبال درمانی برای دردهای خود و چارهای برای زندگیات میگردی؛ گویی در میان تاریکیها، نوری را جستجو میکنی که روشنیبخش راهت باشد. دل به کسی سپردهای که عشق او برای تو جز رنج، غم و عذاب ارمغانی نداشته است، عشقی که هر روز بیشتر از پیش تو را در بند اندوه اسیر میکند و زخمی تازه بر جانت میاندازد. تو خود بهتر از هر کسی میدانی که وصال او همچون سرابی است فریبنده؛ تصویری دور و دستنیافتنی که با نزدیک شدن به آن، تنها تشنگی روحت افزوده میشود. اما زندگی کردن در دل این سراب نه ممکن است و نه شایسته انسانی چون تو. پس از این آرزو دست بکش و اجازه بده قلبت آرامش را در جایی دیگر بیابد؛ شاید خوشبختی حقیقی همانجاست که انتظارش را نداری. گمشدهی وجودت را در افقهای تازه جستجو کن تا دوباره امید و شادی به قلب خستهات بازگردد.
غزل شماره 432
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
دی
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگ
ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود
چرا این قدر از احوال خود غافلی؟ آیا تا به حال اندیشیدهای که زندگی چقدر ارزشمند و فرصتهای آن چقدر بینظیر است؟ کمی به خود بیا و با تأمل بنگر که خداوند مهربان، تمام امکانات لازم را برای ساختن یک زندگی سعادتمند، سالم و موفق در اختیار تو نهاده است. او ابزار رشد، پیشرفت و خوشبختی را در دستان تو قرار داده تا بتوانی مسیر سعادت را با اراده و آگاهی طی کنی.اکنون که در بهار زندگی قرار داری، یعنی دوران جوانی، نشاط و توانایی جسمی و روحی را تجربه میکنی، باید بیشترین بهره را از این ایام ببر. بهار زندگی همچون فصل شکوفایی گلهاست؛ فرصتی طلایی برای آغاز کردن، ساختن آیندهای روشنتر و تحقق آرزوهایت. اما فراموش نکن که مدت استفاده از این امکانات محدود است؛ درست مانند فصلی کوتاه که زود میگذرد.مبادا زمان بگذرد و تو بدون استفاده از فرصتهایت باقی بمانی! افسوس فردا سودی ندارد؛ پس امروزت را دریاب و با تلاش، مسئولیتپذیری و شکرگزاری نسبت به نعمتهایی که در اختیار داری، راه خود را بساز تا در پایان راه حسرت نخوری.
غزل شماره 219
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
بهمن
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
زندگی حقیقتی انکارناپذیر و تجربهای بیبازگشت است که باید آن را غنیمت شمرد و از هر لحظهاش به بهترین شکل ممکن بهره برد. این مسیر یگانه، جای آزمون و خطای دوباره نیست و فرصتی دوباره برای تجربه آن وجود ندارد. اگر زندگی را با «اگر»ها و آرزوهای دور و دراز سپری کنیم، در نهایت چیزی جز حسرت و اتلاف بیثمر عمر نصیبمان نخواهد شد. باید توجه داشت که سکوت اطرافیان، به معنای رضایت یا پذیرش اعمال ما نیست؛ گاه آنان تنها نظارهگرند و منتظر میمانند تا خودمان تصمیم بگیریم و مسئولیت انتخابهایمان را بر عهده بگیریم. بنابراین لحظهها را غنیمت بدان و اجازه نده فرصتها از دستت بروند، چراکه ممکن است بعدها پشیمانی جایگزین شادی امروزت شود.
غزل شماره 228
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
اسفند
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
تو هر آنچه در توان داشتی، برای رسیدن به هدف و نیت خود به کار بستهای. در مسیر رسیدن به آرزویت، رنجها و اندوههای فراوانی را تحمل کردی و به تعبیر رایج، بارها و بارها راههای مختلف را آزمودی و به درهای متعدد کوبیدی. حالا با خود میاندیشی که شاید همه این تلاشها بیثمر بوده و آنگونه که باید به نتیجه نرسیدهای؛ حس پشیمانی، سایهای سنگین بر دلت انداخته است. اما واقعیت با آنچه اکنون احساس میکنی متفاوت است. گاهی رسیدن به مقصود، هرچند با تأخیر و سختی همراه باشد، سرانجام میسر خواهد شد. شاید زمان بیشتری نیاز باشد تا به خواستهات برسی، اما بدون شک، حاصل زحماتت را خواهی دید و به آرزوی خود دست خواهی یافت. پس امید را از دل مبر و بدان که ثمره تلاشهایت دیر یا زود نصیبت خواهد شد.
غزل شماره 371
مرورگر شما از پخش صدای HTML 5 پشتیبانی نمیکند.
منبع: سلام دنیا









