انواع فال جدید

فال روزانه

غزل شماره ۲۹۱

مجموعه: تعداد بازدید: 364

غزل شماره ۲۹۱

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش

کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش

وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش

ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش

تفسیر

هیچکدام از راه هایی که انتخاب کرده ای به هدف نرسیده است. باز هم تلاش کن بالاخره روزگار روی خوش خود را به تو نشان می دهد و دلت شاد می شود. زندگی را هر طور که بگیری می گذرد ولی یادت باشد با کسانی که به عهد خود پای بند نیستند پیمان نبند. رسیدن به مقصود برای تو دور نیست و مقامت نیز بالا می رود.

مطالب مرتبط

دیدگاه شما

نظر شما برای “غزل شماره ۲۹۱”

دیدگاه ها بسته شده اند.

قالب تفریحی