انواع فال جدید

فال روزانه

غزل شماره ۴۴۱

مجموعه: تعداد بازدید: 207

 غزل شماره ۴۴۱

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی

بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست گرم به هر سر مویی هزار جان بودی

برات خوشدلی ما چه کم شدی یا رب گرش نشان امان از بد زمان بودی

گرم زمانه سرافراز داشتی و عزیز سریر عزتم آن خاک آستان بودی

ز پرده کاش برون آمدی چو قطره اشک که بر دو دیده ما حکم او روان بودی

اگر نه دایره عشق راه بربستی چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی

تفسیر

چشم خود را باز کن و پیرامونت را آنچنان که هست ببین. با اگرها، ای کاش ها و خیالبافی ها نمی توان زندگی کرد. سرگردانی و سرگشتگی تو علتی جز خیالبافی و واقعیت گریزی ندارد. به خود بیا و خود را با شرایط فعلی سازگار کن و چاره ای عملی بیندیش که تو را به مقصود و نیتت برساند.

مطالب مرتبط

دیدگاه شما

نظر شما برای “غزل شماره ۴۴۱”

دیدگاه ها بسته شده اند.

قالب تفریحی